بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
يَٰٓأَيُّهَا ٱلْمُدَّثِّرُ
ای کشیده ردای شب بر سر،
قُمْ فَأَنذِرْ
برخیز و بترسان.
وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ
و پروردگار خود را بزرگ دار.
وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ
و لباس خویشتن را پاک کن.
وَٱلرُّجْزَ فَٱهْجُرْ
و از پلیدی دور شو.
وَلَا تَمْنُن تَسْتَكْثِرُ
و منّت مگذار و فزونی مطلب.
وَلِرَبِّكَ فَٱصْبِرْ
و برای پروردگارت شکیبایی کن.
فَإِذَا نُقِرَ فِى ٱلنَّاقُورِ
پس چون در صور دمیده شود،
فَذَٰلِكَ يَوْمَئِذٍۢ يَوْمٌ عَسِيرٌ
آن روز [چه‌] روز ناگواری است!
عَلَى ٱلْكَٰفِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍۢ
بر کافران آسان نیست.
ذَرْنِى وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًۭا
مرا با آنکه [او را] تنها آفریدم واگذار.
وَجَعَلْتُ لَهُۥ مَالًۭا مَّمْدُودًۭا
و دارایی بسیار به او بخشیدم،
وَبَنِينَ شُهُودًۭا
و پسرانی آماده [به خدمت، دادم‌]،
وَمَهَّدتُّ لَهُۥ تَمْهِيدًۭا
و برایش [عیش خوش‌] آماده کردم.
ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ
باز [هم‌] طمع دارد که بیفزایم.
كَلَّآ ۖ إِنَّهُۥ كَانَ لِءَايَٰتِنَا عَنِيدًۭا
ولی نه، زیرا او دشمن آیات ما بود.
سَأُرْهِقُهُۥ صَعُودًا
به زودی او را به بالارفتن از گردنه [عذاب‌] وادار می‌کنم.
إِنَّهُۥ فَكَّرَ وَقَدَّرَ
آری، [آن دشمن حق‌] اندیشید و سنجید.
فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ
کشته بادا، چگونه [او] سنجید؟
ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ
[آری،] کشته بادا، چگونه [او] سنجید.
ثُمَّ نَظَرَ
آنگاه نظر انداخت.
ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ
سپس رو ترش نمود و چهره در هم کشید.
ثُمَّ أَدْبَرَ وَٱسْتَكْبَرَ
آنگاه پشت گردانید و تکبّر ورزید،
فَقَالَ إِنْ هَٰذَآ إِلَّا سِحْرٌۭ يُؤْثَرُ
و گفت: «این [قرآن‌] جز سحری که [به برخی‌] آموخته‌اند نیست.
إِنْ هَٰذَآ إِلَّا قَوْلُ ٱلْبَشَرِ
این غیر از سخن بشر نیست.»
سَأُصْلِيهِ سَقَرَ
زودا که او را به سَقَر در آورم.
وَمَآ أَدْرَىٰكَ مَا سَقَرُ
و تو چه دانی که آن سَقَر چیست؟
لَا تُبْقِى وَلَا تَذَرُ
نه باقی می‌گذارد و نه رها می‌کند.
لَوَّاحَةٌۭ لِّلْبَشَرِ
پوستها را سیاه می‌گرداند.
عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ
[و] بر آن [دوزخ‌]، نوزده [نگهبان‌] است.
وَمَا جَعَلْنَآ أَصْحَٰبَ ٱلنَّارِ إِلَّا مَلَٰٓئِكَةًۭ ۙ وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةًۭ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لِيَسْتَيْقِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ وَيَزْدَادَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِيمَٰنًۭا ۙ وَلَا يَرْتَابَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ وَٱلْمُؤْمِنُونَ ۙ وَلِيَقُولَ ٱلَّذِينَ فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌۭ وَٱلْكَٰفِرُونَ مَاذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلًۭا ۚ كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ مَن يَشَآءُ وَيَهْدِى مَن يَشَآءُ ۚ وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ ۚ وَمَا هِىَ إِلَّا ذِكْرَىٰ لِلْبَشَرِ
و ما موکّلان آتش را جز فرشتگان نگردانیدیم، و شماره آنها را جز آزمایشی برای کسانی که کافر شده‌اند قرار ندادیم، تا آنان که اهل کتابند یقین به هم رسانند، و ایمان کسانی که ایمان آورده‌اند افزون گردد، و آنان که کتاب به ایشان داده شده و [نیز] مؤمنان به شک نیفتند، و تا کسانی که در دلهایشان بیماری است و کافران بگویند: «خدا از این وصف‌کردن، چه چیزی را اراده کرده است؟» این گونه، خدا هر که را بخواهد بیراه می‌گذارد و هر که را بخواهد هدایت می کند، و [شماره‌] سپاهیان پروردگارت را جز او نمی‌داند، و این [آیات‌] جز تذکاری برای بشر نیست.
كَلَّا وَٱلْقَمَرِ
نه چنین است [که می‌پندارند!] سوگند به ماه،
وَٱلَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ
و سوگند به شامگاه چون پشت کند،
وَٱلصُّبْحِ إِذَآ أَسْفَرَ
و سوگند به بامداد چون آشکار شود،
إِنَّهَا لَإِحْدَى ٱلْكُبَرِ
که آیات [قرآن‌] از پدیده‌های بزرگ است.
نَذِيرًۭا لِّلْبَشَرِ
بشر را هشداردهنده است.
لِمَن شَآءَ مِنكُمْ أَن يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ
هر که از شما را که بخواهد پیشی جوید یا بازایستد.
كُلُّ نَفْسٍۭ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ
هر کسی در گرو دستاورد خویش است،
إِلَّآ أَصْحَٰبَ ٱلْيَمِينِ
بجز یاران دست راست:
فِى جَنَّٰتٍۢ يَتَسَآءَلُونَ
در میان باغها. از یکدیگر می‌پرسند،
عَنِ ٱلْمُجْرِمِينَ
درباره مجرمان:
مَا سَلَكَكُمْ فِى سَقَرَ
«چه چیز شما را در آتش [سَقَر] درآورد؟»
قَالُوا۟ لَمْ نَكُ مِنَ ٱلْمُصَلِّينَ
گویند: «از نمازگزاران نبودیم،
وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ ٱلْمِسْكِينَ
و بینوایان را غذا نمی‌دادیم،
وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ ٱلْخَآئِضِينَ
با هرزه‌درایان هرزه‌درایی می‌کردیم،
وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ ٱلدِّينِ
و روز جزا را دروغ می‌شمردیم،
حَتَّىٰٓ أَتَىٰنَا ٱلْيَقِينُ
تا مرگ ما در رسید.»
فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَٰعَةُ ٱلشَّٰفِعِينَ
از این رو شفاعت شفاعت‌کنندگان به حال آنها سودی نمی‌بخشد.
فَمَا لَهُمْ عَنِ ٱلتَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ
چرا آنها از تذکر روی گردانند؟!
كَأَنَّهُمْ حُمُرٌۭ مُّسْتَنفِرَةٌۭ
گویی گورخرانی رمیده‌اند،
فَرَّتْ مِن قَسْوَرَةٍۭ
که از (مقابل) شیری فرار کرده‌اند!
بَلْ يُرِيدُ كُلُّ ٱمْرِئٍۢ مِّنْهُمْ أَن يُؤْتَىٰ صُحُفًۭا مُّنَشَّرَةًۭ
بلکه هر کدام از آنها انتظار دارد نامه جداگانه‌ای (از سوی خدا) برای او فرستاده شود!
كَلَّا ۖ بَل لَّا يَخَافُونَ ٱلْءَاخِرَةَ
چنین نیست که آنان می‌گویند، بلکه آنها از آخرت نمی‌ترسند!
كَلَّآ إِنَّهُۥ تَذْكِرَةٌۭ
چنین نیست که آنها می‌گویند، آن (قرآن) یک تذکر و یادآوری است!
فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ
هر کس بخواهد از آن پند می‌گیرد؛
وَمَا يَذْكُرُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ ۚ هُوَ أَهْلُ ٱلتَّقْوَىٰ وَأَهْلُ ٱلْمَغْفِرَةِ
و هیچ کس پند نمی‌گیرد مگر اینکه خدا بخواهد؛ او اهل تقوا و اهل آمرزش است!