Surah 51: Az-Zariyat — الذاريات

۞ قَالَ فَمَا خَطْبُكُمْ أَيُّهَا ٱلْمُرْسَلُونَ
[ابراهیم‌] گفت: «ای فرستادگان، مأموریت شما چیست؟»
قَالُوٓا۟ إِنَّآ أُرْسِلْنَآ إِلَىٰ قَوْمٍۢ مُّجْرِمِينَ
گفتند: «ما به سوی مردمی پلیدکار فرستاده شده‌ایم،
لِنُرْسِلَ عَلَيْهِمْ حِجَارَةًۭ مِّن طِينٍۢ
تا سنگهایی از گِل رُس بر [سر] آنان فرو فرستیم.
مُّسَوَّمَةً عِندَ رَبِّكَ لِلْمُسْرِفِينَ
[که‌] نزد پروردگارت برای مسرفان نشان‌گذاری شده است.
فَأَخْرَجْنَا مَن كَانَ فِيهَا مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ
پس هر که از مؤمنان در آن [شهرها] بود بیرون بردیم.
فَمَا وَجَدْنَا فِيهَا غَيْرَ بَيْتٍۢ مِّنَ ٱلْمُسْلِمِينَ
و[لی‌] در آنجا جز یک خانه از فرمانبران [خدا بیشتر] نیافتیم.
وَتَرَكْنَا فِيهَآ ءَايَةًۭ لِّلَّذِينَ يَخَافُونَ ٱلْعَذَابَ ٱلْأَلِيمَ
و در آنجا برای آنها که از عذاب پر درد می‌ترسند، عبرتی به جای گذاشتیم.
وَفِى مُوسَىٰٓ إِذْ أَرْسَلْنَٰهُ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ بِسُلْطَٰنٍۢ مُّبِينٍۢ
و [نیز] در [ماجرای‌] موسی، چون او را با حجتی آشکار به سوی فرعون گسیل داشتیم.
فَتَوَلَّىٰ بِرُكْنِهِۦ وَقَالَ سَٰحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌۭ
پس [فرعون‌] با ارکان [دولت‌] خود روی برتافت و گفت: «[این شخص،] ساحر یا دیوانه‌ای است.»
فَأَخَذْنَٰهُ وَجُنُودَهُۥ فَنَبَذْنَٰهُمْ فِى ٱلْيَمِّ وَهُوَ مُلِيمٌۭ
[تا] او و سپاهیانش را گرفتیم و آنان را در دریا افکندیم در حالی که او [در آخرین لحظه‌] نکوهشگر [خود] بود.
وَفِى عَادٍ إِذْ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمُ ٱلرِّيحَ ٱلْعَقِيمَ
و در [ماجرای‌] عاد [نیز]، چون بر [سر] آنها آن باد مُهلِک را فرستادیم.
مَا تَذَرُ مِن شَىْءٍ أَتَتْ عَلَيْهِ إِلَّا جَعَلَتْهُ كَٱلرَّمِيمِ
به هر چه می‌وزید آن را چون خاکستر استخوان مرده می‌گردانید.
وَفِى ثَمُودَ إِذْ قِيلَ لَهُمْ تَمَتَّعُوا۟ حَتَّىٰ حِينٍۢ
و در [ماجرای‌] ثمود [نیز عبرتی بود]، آنگاه که به ایشان گفته شد: «تا چندی برخوردار شوید.»
فَعَتَوْا۟ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ فَأَخَذَتْهُمُ ٱلصَّٰعِقَةُ وَهُمْ يَنظُرُونَ
تا [آنکه‌] از فرمان پروردگار خود سر برتافتند و در حالی که آنها می‌نگریستند، آذرخش آنان را فرو گرفت.
فَمَا ٱسْتَطَٰعُوا۟ مِن قِيَامٍۢ وَمَا كَانُوا۟ مُنتَصِرِينَ
در نتیجه نه توانستند به پای خیزند و نه طلب یاری کنند.
وَقَوْمَ نُوحٍۢ مِّن قَبْلُ ۖ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ قَوْمًۭا فَٰسِقِينَ
و قوم نوح [نیز] پیش از آن [اقوام نامبرده همین گونه هلاک شدند]، زیرا آنها مردمی نافرمان بودند.
وَٱلسَّمَآءَ بَنَيْنَٰهَا بِأَيْي۟دٍۢ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ
و آسمان را به قدرت خود برافراشتیم، و بی‌گمان، ما [آسمان‌]گستریم!
وَٱلْأَرْضَ فَرَشْنَٰهَا فَنِعْمَ ٱلْمَٰهِدُونَ
و زمین را گسترانیده‌ایم و چه نیکو گسترندگانیم.
وَمِن كُلِّ شَىْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ
و از هر چیزی دو گونه [یعنی نر و ماده‌] آفریدیم، امید که شما عبرت گیرید.
فَفِرُّوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ ۖ إِنِّى لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌۭ مُّبِينٌۭ
پس به سوی خدا بگریزید، که من شما را از طرف او بیم‌دهنده‌ای آشکارم.
وَلَا تَجْعَلُوا۟ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ ۖ إِنِّى لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌۭ مُّبِينٌۭ
و با خدا معبودی دیگر قرار مدهید که من از جانب او هشداردهنده‌ای آشکارم.
كَذَٰلِكَ مَآ أَتَى ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا قَالُوا۟ سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ
بدین سان بر کسانی که پیش از آنها بودند هیچ پیامبری نیامد جز اینکه گفتند: «ساحر یا دیوانه‌ای است.»
أَتَوَاصَوْا۟ بِهِۦ ۚ بَلْ هُمْ قَوْمٌۭ طَاغُونَ
آیا همدیگر را به این [سخن‌] سفارش کرده بودند؟ [نه!] بلکه آنان مردمی سرکش بودند.
فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَمَآ أَنتَ بِمَلُومٍۢ
پس، از آنان روی بگردان، که تو در خور نکوهش نیستی.
وَذَكِّرْ فَإِنَّ ٱلذِّكْرَىٰ تَنفَعُ ٱلْمُؤْمِنِينَ
و پند ده، که مؤمنان را پند سود بخشد.
وَمَا خَلَقْتُ ٱلْجِنَّ وَٱلْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ
و جن و انس را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند.
مَآ أُرِيدُ مِنْهُم مِّن رِّزْقٍۢ وَمَآ أُرِيدُ أَن يُطْعِمُونِ
از آنان هیچ روزیی نمی‌خواهم، و نمی‌خواهم که مرا خوراک دهند.
إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلرَّزَّاقُ ذُو ٱلْقُوَّةِ ٱلْمَتِينُ
خداست که خود روزی بخش نیرومند استوار است.
فَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ ذَنُوبًۭا مِّثْلَ ذَنُوبِ أَصْحَٰبِهِمْ فَلَا يَسْتَعْجِلُونِ
پس برای کسانی که ستم کردند بهره‌ای است از عذاب، همانند بهره عذاب یاران [قبلی‌]شان. پس [بگو:] در خواستن عذاب از من، شتابزدگی نکنند.
فَوَيْلٌۭ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِن يَوْمِهِمُ ٱلَّذِى يُوعَدُونَ
پس وای بر کسانی که کافر شده‌اند از آن روزی که وعده یافته‌اند.

Surah 52: At-Tur — الطور

وَٱلطُّورِ
سوگند به طور،
وَكِتَٰبٍۢ مَّسْطُورٍۢ
و کتابی نگاشته شده،
فِى رَقٍّۢ مَّنشُورٍۢ
در طوماری گسترده؛
وَٱلْبَيْتِ ٱلْمَعْمُورِ
سوگند به آن خانه آباد [خدا]؛
وَٱلسَّقْفِ ٱلْمَرْفُوعِ
سوگند به بام بلند [آسمان‌]،
وَٱلْبَحْرِ ٱلْمَسْجُورِ
و آن دریای سرشار [و افروخته‌]،
إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ لَوَٰقِعٌۭ
که عذاب پروردگارت واقع‌شدنی است؛
مَّا لَهُۥ مِن دَافِعٍۢ
آن را هیچ بازدارنده‌ای نیست.
يَوْمَ تَمُورُ ٱلسَّمَآءُ مَوْرًۭا
روزی که آسمان سخت در تب و تاب افتد،
وَتَسِيرُ ٱلْجِبَالُ سَيْرًۭا
و کوهها [جمله‌] به حرکت درآیند.
فَوَيْلٌۭ يَوْمَئِذٍۢ لِّلْمُكَذِّبِينَ
پس وای بر تکذیب‌کنندگان در آن روز.
ٱلَّذِينَ هُمْ فِى خَوْضٍۢ يَلْعَبُونَ
آنان که به یاوه سرگرمند.
يَوْمَ يُدَعُّونَ إِلَىٰ نَارِ جَهَنَّمَ دَعًّا
روزی که به سوی آتش جهنم کشیده می‌شوند [چه‌] کشیدنی.
هَٰذِهِ ٱلنَّارُ ٱلَّتِى كُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ
[و به آنان گویند:] «این همان آتشی است که دروغش می‌پنداشتید.
أَفَسِحْرٌ هَٰذَآ أَمْ أَنتُمْ لَا تُبْصِرُونَ
آیا این افسون است؟ یا شما [درست‌] نمی‌بینید؟
ٱصْلَوْهَا فَٱصْبِرُوٓا۟ أَوْ لَا تَصْبِرُوا۟ سَوَآءٌ عَلَيْكُمْ ۖ إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ
به آن درآیید؛ خواه بشکیبید یا نشکیبید، به حال شما یکسان است. تنها به آنچه می‌کردید مجازات می‌یابید.»
إِنَّ ٱلْمُتَّقِينَ فِى جَنَّٰتٍۢ وَنَعِيمٍۢ
پرهیزگاران در باغهایی و [در] ناز و نعمتند.
فَٰكِهِينَ بِمَآ ءَاتَىٰهُمْ رَبُّهُمْ وَوَقَىٰهُمْ رَبُّهُمْ عَذَابَ ٱلْجَحِيمِ
به آنچه پروردگارشان به آنان داده دلشادند، و پروردگارشان آنها را از عذاب دوزخ مصون داشته است.
كُلُوا۟ وَٱشْرَبُوا۟ هَنِيٓـًٔۢا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ
[به آنان گویند:] «به [پاداش‌] آنچه به جای می‌آوردید بخورید و بنوشید؛ گواراتان باد!»
مُتَّكِـِٔينَ عَلَىٰ سُرُرٍۢ مَّصْفُوفَةٍۢ ۖ وَزَوَّجْنَٰهُم بِحُورٍ عِينٍۢ
بر تختهایی ردیف هم تکیه زده‌اند و حوران درشت‌چشم را همسر آنان گردانده‌ایم.
وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَٱتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُم بِإِيمَٰنٍ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَمَآ أَلَتْنَٰهُم مِّنْ عَمَلِهِم مِّن شَىْءٍۢ ۚ كُلُّ ٱمْرِئٍۭ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌۭ
و کسانی که گرویده و فرزندانشان آنها را در ایمان پیروی کرده‌اند، فرزندانشان را به آنان ملحق خواهیم کرد و چیزی از کار[ها]شان را نمی‌کاهیم. هر کسی در گرو دستاورد خویش است.
وَأَمْدَدْنَٰهُم بِفَٰكِهَةٍۢ وَلَحْمٍۢ مِّمَّا يَشْتَهُونَ
با [هر نوع‌] میوه و گوشتی که دلخواه آنهاست آنان را مدد [و تقویت‌] می‌کنیم.
يَتَنَٰزَعُونَ فِيهَا كَأْسًۭا لَّا لَغْوٌۭ فِيهَا وَلَا تَأْثِيمٌۭ
در آنجا جامی از دست هم می‌ربایند [و بر سرش همچشمی می‌کنند] که در آن نه یاوه گویی است و نه گناه.
۞ وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ غِلْمَانٌۭ لَّهُمْ كَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌۭ مَّكْنُونٌۭ
و برای [خدمت‌] آنان پسرانی است که بر گردشان همی‌گردند، انگاری آنها مرواریدی‌اند که [در صدف‌] نهفته است.
وَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍۢ يَتَسَآءَلُونَ
و برخی‌شان رو به برخی کنند [و] از هم پرسند،
قَالُوٓا۟ إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فِىٓ أَهْلِنَا مُشْفِقِينَ
گویند: «ما پیشتر در میان خانواده خود بیمناک بودیم.
فَمَنَّ ٱللَّهُ عَلَيْنَا وَوَقَىٰنَا عَذَابَ ٱلسَّمُومِ
پس خدا بر ما منت نهاد و ما را از عذاب گرم [مرگبار] حفظ کرد.
إِنَّا كُنَّا مِن قَبْلُ نَدْعُوهُ ۖ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلْبَرُّ ٱلرَّحِيمُ
ما از دیرباز او را می‌خواندیم، که او همان نیکوکار مهربان است.»
فَذَكِّرْ فَمَآ أَنتَ بِنِعْمَتِ رَبِّكَ بِكَاهِنٍۢ وَلَا مَجْنُونٍ
پس اندرز ده که تو به لطف پروردگارت نه کاهنی و نه دیوانه.
أَمْ يَقُولُونَ شَاعِرٌۭ نَّتَرَبَّصُ بِهِۦ رَيْبَ ٱلْمَنُونِ
یا می‌گویند: «شاعری است که انتظار مرگش را می‌بریم [و چشم به راه بد زمانه بر اوییم‌].»
قُلْ تَرَبَّصُوا۟ فَإِنِّى مَعَكُم مِّنَ ٱلْمُتَرَبِّصِينَ
بگو: «منتظر باشید که من [نیز] با شما از منتظرانم.»
أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلَٰمُهُم بِهَٰذَآ ۚ أَمْ هُمْ قَوْمٌۭ طَاغُونَ
آیا پندارهایشان آنان را به این [موضعگیری‌] وا می‌دارد یا [نه،] آنها مردمی سرکشند؟
أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُۥ ۚ بَل لَّا يُؤْمِنُونَ
یا می‌گویند: «آن را بربافته.» [نه،] بلکه باور ندارند.
فَلْيَأْتُوا۟ بِحَدِيثٍۢ مِّثْلِهِۦٓ إِن كَانُوا۟ صَٰدِقِينَ
پس اگر راست می‌گویند، سخنی مثل آن بیاورند.
أَمْ خُلِقُوا۟ مِنْ غَيْرِ شَىْءٍ أَمْ هُمُ ٱلْخَٰلِقُونَ
آیا از هیچ خلق شده‌اند؟ یا آنکه خودشان خالق [خود] هستند؟
أَمْ خَلَقُوا۟ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ ۚ بَل لَّا يُوقِنُونَ
آیا آسمانها و زمین را [آنان‌] خلق کرده‌اند؟ [نه،] بلکه یقین ندارند.
أَمْ عِندَهُمْ خَزَآئِنُ رَبِّكَ أَمْ هُمُ ٱلْمُصَۣيْطِرُونَ
آیا ذخایر پروردگار تو پیش آنهاست؟ یا ایشان تسلط [تام‌] دارند؟
أَمْ لَهُمْ سُلَّمٌۭ يَسْتَمِعُونَ فِيهِ ۖ فَلْيَأْتِ مُسْتَمِعُهُم بِسُلْطَٰنٍۢ مُّبِينٍ
آیا نردبانی دارند که بر آن [بر شوند و] بشنوند؟ پس باید شنونده آنان برهانی آشکار بیاورد.
أَمْ لَهُ ٱلْبَنَٰتُ وَلَكُمُ ٱلْبَنُونَ
آیا خدا را دختران است و شما را پسران؟
أَمْ تَسْـَٔلُهُمْ أَجْرًۭا فَهُم مِّن مَّغْرَمٍۢ مُّثْقَلُونَ
آیا از آنها مزدی مطالبه می‌کنی و آنان از [تعهّد ادای‌] تاوان گرانبارند؟
أَمْ عِندَهُمُ ٱلْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ
آیا [علم‌] غیب پیش آنهاست و آنها می‌نویسند؟
أَمْ يُرِيدُونَ كَيْدًۭا ۖ فَٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ هُمُ ٱلْمَكِيدُونَ
یا می‌خواهند نیرنگی بزنند؟ و [لی‌] آنان که کافر شده‌اند، خود دچار نیرنگ شده‌اند.
أَمْ لَهُمْ إِلَٰهٌ غَيْرُ ٱللَّهِ ۚ سُبْحَٰنَ ٱللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ
آیا ایشان را جز خدا معبودی است؟ منزّه است خدا از آنچه [با او] شریک می‌گردانند.
وَإِن يَرَوْا۟ كِسْفًۭا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ سَاقِطًۭا يَقُولُوا۟ سَحَابٌۭ مَّرْكُومٌۭ
و اگر پاره‌سنگی را در حال سقوط از آسمان ببینند می‌گویند: «ابری متراکم است.»
فَذَرْهُمْ حَتَّىٰ يُلَٰقُوا۟ يَوْمَهُمُ ٱلَّذِى فِيهِ يُصْعَقُونَ
پس بگذارشان تا به آن روزی که در آن بیهوش می‌افتند برسند.
يَوْمَ لَا يُغْنِى عَنْهُمْ كَيْدُهُمْ شَيْـًۭٔا وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ
روزی که نیرنگشان به هیچ‌وجه به کارشان نیاید و حمایت نیابند.
وَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ عَذَابًۭا دُونَ ذَٰلِكَ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ
و در حقیقت، غیر از این [مجازات‌]، عذابی [دیگر] برای کسانی که ظلم کرده‌اند خواهد بود، ولی بیشترشان نمی‌دانند [که آن عذاب چیست‌].
وَٱصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا ۖ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ
و در برابر دستور پروردگارت شکیبایی پیشه کن که تو خود در حمایت مایی و هنگامی که [از خواب‌] بر می‌خیزی به نیایش پروردگارت تسبیح گوی.
وَمِنَ ٱلَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَإِدْبَٰرَ ٱلنُّجُومِ
و [نیز] پاره‌ای از شب، و در فروشدن ستارگان تسبیح‌گوی او باش.

Surah 53: An-Najm — النجم

وَٱلنَّجْمِ إِذَا هَوَىٰ
سوگند به اختر [= قرآن‌] چون فرود می‌آید،
مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَىٰ
[که‌] یار شما نه گمراه شده و نه در نادانی مانده؛
وَمَا يَنطِقُ عَنِ ٱلْهَوَىٰٓ
و از سر هوس سخن نمی‌گوید.
إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌۭ يُوحَىٰ
این سخن بجز وحیی که وحی می‌شود نیست.
عَلَّمَهُۥ شَدِيدُ ٱلْقُوَىٰ
آن را [فرشته‌] شدیدالقوی به او فرا آموخت،
ذُو مِرَّةٍۢ فَٱسْتَوَىٰ
[سروش‌] نیرومندی که [مسلّط] درایستاد.
وَهُوَ بِٱلْأُفُقِ ٱلْأَعْلَىٰ
در حالی که او در افق اعلی بود؛
ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّىٰ
سپس نزدیک آمد و نزدیکتر شد،
فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَىٰ
تا [فاصله‌اش‌] به قدر [طول‌] دو [انتهای‌] کمان یا نزدیکتر شد؛
فَأَوْحَىٰٓ إِلَىٰ عَبْدِهِۦ مَآ أَوْحَىٰ
آنگاه به بنده‌اش آنچه را باید وحی کند، وحی فرمود.
مَا كَذَبَ ٱلْفُؤَادُ مَا رَأَىٰٓ
آنچه را دل دید انکار[ش‌] نکرد.
أَفَتُمَٰرُونَهُۥ عَلَىٰ مَا يَرَىٰ
آیا در آنچه دیده است با او جدال می‌کنید؟
وَلَقَدْ رَءَاهُ نَزْلَةً أُخْرَىٰ
و قطعاً بار دیگری هم او را دیده است،
عِندَ سِدْرَةِ ٱلْمُنتَهَىٰ
نزدیک سدرالمنتهی،
عِندَهَا جَنَّةُ ٱلْمَأْوَىٰٓ
در همان جا که جنةالمأوی است.
إِذْ يَغْشَى ٱلسِّدْرَةَ مَا يَغْشَىٰ
آنگاه که درخت سدر را آنچه پوشیده بود، پوشیده بود.
مَا زَاغَ ٱلْبَصَرُ وَمَا طَغَىٰ
دیده [اش‌] منحرف نگشت و [از حدّ] در نگذشت.
لَقَدْ رَأَىٰ مِنْ ءَايَٰتِ رَبِّهِ ٱلْكُبْرَىٰٓ
به راستی که [برخی‌] از آیات بزرگ پروردگار خود را بدید.
أَفَرَءَيْتُمُ ٱللَّٰتَ وَٱلْعُزَّىٰ
به من خبر دهید از لات و عزّی،
وَمَنَوٰةَ ٱلثَّالِثَةَ ٱلْأُخْرَىٰٓ
و منات آن سومین دیگر،
أَلَكُمُ ٱلذَّكَرُ وَلَهُ ٱلْأُنثَىٰ
آیا [به خیالتان‌] برای شما پسر است و برای او دختر؟
تِلْكَ إِذًۭا قِسْمَةٌۭ ضِيزَىٰٓ
در این صورت، این تقسیم نادرستی است.
إِنْ هِىَ إِلَّآ أَسْمَآءٌۭ سَمَّيْتُمُوهَآ أَنتُمْ وَءَابَآؤُكُم مَّآ أَنزَلَ ٱللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَٰنٍ ۚ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ وَمَا تَهْوَى ٱلْأَنفُسُ ۖ وَلَقَدْ جَآءَهُم مِّن رَّبِّهِمُ ٱلْهُدَىٰٓ
[این بتان‌] جز نامهایی بیش نیستند که شما و پدرانتان نامگذاری کرده‌اید [و] خدا بر [حقّانیّت‌] آنها هیچ دلیلی نفرستاده است. [آنان‌] جز گمان و آنچه را که دلخواهشان است پیروی نمی‌کنند، با آنکه قطعاً از جانب پروردگارشان هدایت برایشان آمده است.
أَمْ لِلْإِنسَٰنِ مَا تَمَنَّىٰ
مگر انسان آنچه را آرزو کند دارد؟
فَلِلَّهِ ٱلْءَاخِرَةُ وَٱلْأُولَىٰ
آن سرا و این سرا از آن خداست.
۞ وَكَم مِّن مَّلَكٍۢ فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ لَا تُغْنِى شَفَٰعَتُهُمْ شَيْـًٔا إِلَّا مِنۢ بَعْدِ أَن يَأْذَنَ ٱللَّهُ لِمَن يَشَآءُ وَيَرْضَىٰٓ
و بسا فرشتگانی که در آسمانهایند [و] شفاعتشان به کاری نیاید، مگر پس از آنکه خدا به هر که خواهد و خشنود باشد اذن دهد.
إِنَّ ٱلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِٱلْءَاخِرَةِ لَيُسَمُّونَ ٱلْمَلَٰٓئِكَةَ تَسْمِيَةَ ٱلْأُنثَىٰ
در حقیقت، کسانی که آخرت را باور ندارند، فرشتگان را در نامگذاری به صورت مؤنّث نام می‌نهند.
وَمَا لَهُم بِهِۦ مِنْ عِلْمٍ ۖ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ ۖ وَإِنَّ ٱلظَّنَّ لَا يُغْنِى مِنَ ٱلْحَقِّ شَيْـًۭٔا
و ایشان را به این [کار] معرفتی نیست. جز گمان [خود] را پیروی نمی‌کنند، و در واقع، گمان در [وصول به‌] حقیقت هیچ سودی نمی‌رساند.
فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَلَّىٰ عَن ذِكْرِنَا وَلَمْ يُرِدْ إِلَّا ٱلْحَيَوٰةَ ٱلدُّنْيَا
پس، از هر کس که از یاد ما روی برتافته و جز زندگی دنیا را خواستار نبوده است، روی برتاب.
ذَٰلِكَ مَبْلَغُهُم مِّنَ ٱلْعِلْمِ ۚ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِۦ وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ ٱهْتَدَىٰ
این منتهای دانش آنان است. پروردگار تو، خود به [حال‌] کسی که از راه او منحرف شده داناتر، و او به کسی که راه یافته [نیز] آگاه‌تر است.
وَلِلَّهِ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ لِيَجْزِىَ ٱلَّذِينَ أَسَٰٓـُٔوا۟ بِمَا عَمِلُوا۟ وَيَجْزِىَ ٱلَّذِينَ أَحْسَنُوا۟ بِٱلْحُسْنَى
و هر چه در آسمانها و هر چه در زمین است از آن خداست، تا کسانی را که بد کرده‌اند، به [سزای‌] آنچه انجام داده‌اند کیفر دهد، و آنان را که نیکی کرده‌اند، به نیکی پاداش دهد.
ٱلَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَٰٓئِرَ ٱلْإِثْمِ وَٱلْفَوَٰحِشَ إِلَّا ٱللَّمَمَ ۚ إِنَّ رَبَّكَ وَٰسِعُ ٱلْمَغْفِرَةِ ۚ هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنشَأَكُم مِّنَ ٱلْأَرْضِ وَإِذْ أَنتُمْ أَجِنَّةٌۭ فِى بُطُونِ أُمَّهَٰتِكُمْ ۖ فَلَا تُزَكُّوٓا۟ أَنفُسَكُمْ ۖ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ ٱتَّقَىٰٓ
آنان که از گناهان بزرگ و زشتکاریها -جز لغزشهای کوچک- خودداری می‌ورزند، پروردگارت [نسبت به آنها] فراخ‌آمرزش است. وی از آن دم که شما را از زمین پدید آورد و از همان‌گاه که در شکمهای مادرانتان [در زهدان‌] نهفته بودید به [حال ]شما داناتر است، پس خودتان را پاک مشمارید. او به [حال‌] کسی که پرهیزگاری نموده داناتر است.
أَفَرَءَيْتَ ٱلَّذِى تَوَلَّىٰ
پس آیا آن کسی را که [از جهاد] روی برتافت دیدی؟
وَأَعْطَىٰ قَلِيلًۭا وَأَكْدَىٰٓ
و اندکی بخشید و [از باقی‌] امتناع ورزید.
أَعِندَهُۥ عِلْمُ ٱلْغَيْبِ فَهُوَ يَرَىٰٓ
آیا علم غیب پیش اوست و او می‌بیند؟
أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِمَا فِى صُحُفِ مُوسَىٰ
یا بدانچه در صحیفه‌های موسی [آمده‌] خبر نیافته است؟
وَإِبْرَٰهِيمَ ٱلَّذِى وَفَّىٰٓ
و [نیز در نوشته‌های‌] همان ابراهیمی که وفا کرد:
أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌۭ وِزْرَ أُخْرَىٰ
که هیچ بردارنده‌ای بار گناه دیگری را بر نمی‌دارد.
وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ
و اینکه برای انسان جز حاصل تلاش او نیست.
وَأَنَّ سَعْيَهُۥ سَوْفَ يُرَىٰ
و [نتیجه‌] کوشش او به زودی دیده خواهد شد.
ثُمَّ يُجْزَىٰهُ ٱلْجَزَآءَ ٱلْأَوْفَىٰ
سپس هر چه تمامتر وی را پاداش دهند.
وَأَنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ ٱلْمُنتَهَىٰ
و اینکه پایان [کار] به سوی پروردگار توست.
وَأَنَّهُۥ هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكَىٰ
و هم اوست که می‌خنداند و می‌گریاند.
وَأَنَّهُۥ هُوَ أَمَاتَ وَأَحْيَا
و هم اوست که می‌میراند و زنده می‌گرداند.
وَأَنَّهُۥ خَلَقَ ٱلزَّوْجَيْنِ ٱلذَّكَرَ وَٱلْأُنثَىٰ
و هم اوست که دو نوع می‌آفریند: نر و ماده،
مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَىٰ
از نطفه‌ای چون فرو ریخته شود.
وَأَنَّ عَلَيْهِ ٱلنَّشْأَةَ ٱلْأُخْرَىٰ
و هم پدید آوردن [عالم‌] دیگر بر [عهده‌] اوست.
وَأَنَّهُۥ هُوَ أَغْنَىٰ وَأَقْنَىٰ
و هم اوست که [شما را] بی‌نیاز کرد و سرمایه بخشید.
وَأَنَّهُۥ هُوَ رَبُّ ٱلشِّعْرَىٰ
و هم اوست پروردگار ستاره «شِعری».
وَأَنَّهُۥٓ أَهْلَكَ عَادًا ٱلْأُولَىٰ
و هم اوست که عادیان قدیم را هلاک کرد.
وَثَمُودَا۟ فَمَآ أَبْقَىٰ
و ثمود را [نیز هلاک کرد] و [کسی را] باقی نگذاشت.
وَقَوْمَ نُوحٍۢ مِّن قَبْلُ ۖ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ هُمْ أَظْلَمَ وَأَطْغَىٰ
و پیشتر [از همه آنها] قوم نوح را، زیرا که آنان ستمگرتر و سرکش‌تر بودند.
وَٱلْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوَىٰ
و شهرها[ی سَدوم و عاموره‌] را فرو افکند.
فَغَشَّىٰهَا مَا غَشَّىٰ
پوشاند بر آن [دو شهر، از باران گوگردی‌] آنچه را پوشاند.
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكَ تَتَمَارَىٰ
پس به کدام یک از نعمتهای پروردگارت تردید روا می‌داری؟
هَٰذَا نَذِيرٌۭ مِّنَ ٱلنُّذُرِ ٱلْأُولَىٰٓ
این [پیامبر نیز] بیم‌دهنده‌ای از [جمله‌] بیم‌دهندگان نخستین است.
أَزِفَتِ ٱلْءَازِفَةُ
[وه چه‌] نزدیک گشت قیامت.
لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ ٱللَّهِ كَاشِفَةٌ
جز خدا کسی آشکارکننده آن نیست.
أَفَمِنْ هَٰذَا ٱلْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ
آیا از این سخن عجب دارید؟
وَتَضْحَكُونَ وَلَا تَبْكُونَ
و می‌خندید و نمی‌گریید؟
وَأَنتُمْ سَٰمِدُونَ
و شما در غفلتید.
فَٱسْجُدُوا۟ لِلَّهِ وَٱعْبُدُوا۟ ۩
پس خدا را سجده کنید و بپرستید.

Surah 54: Al-Qamar — القمر

ٱقْتَرَبَتِ ٱلسَّاعَةُ وَٱنشَقَّ ٱلْقَمَرُ
نزدیک شد قیامت و از هم شکافت ماه.
وَإِن يَرَوْا۟ ءَايَةًۭ يُعْرِضُوا۟ وَيَقُولُوا۟ سِحْرٌۭ مُّسْتَمِرٌّۭ
و هر گاه نشانه‌ای ببینند روی بگردانند و گویند: «سحری دایم است.»
وَكَذَّبُوا۟ وَٱتَّبَعُوٓا۟ أَهْوَآءَهُمْ ۚ وَكُلُّ أَمْرٍۢ مُّسْتَقِرٌّۭ
و به تکذیب دست زدند و هوسهای خویش را دنبال کردند، و [لی‌] هر کاری را [آخر] قراری است.
وَلَقَدْ جَآءَهُم مِّنَ ٱلْأَنۢبَآءِ مَا فِيهِ مُزْدَجَرٌ
و قطعاً از اخبار، آنچه در آن مایه انزجار [از کفر] است به ایشان رسید.
حِكْمَةٌۢ بَٰلِغَةٌۭ ۖ فَمَا تُغْنِ ٱلنُّذُرُ
حکمت بالغه [حق این بود]، ولی هشدارها سود نکرد.
فَتَوَلَّ عَنْهُمْ ۘ يَوْمَ يَدْعُ ٱلدَّاعِ إِلَىٰ شَىْءٍۢ نُّكُرٍ
پس، از آنان روی برتاب. روزی که داعی [حق‌] به سوی امری دهشتناک دعوت می‌کند،
خُشَّعًا أَبْصَٰرُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ ٱلْأَجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌۭ مُّنتَشِرٌۭ
در حالی که دیدگان خود را فروهشته‌اند، چون ملخهای پراکنده از گورها[ی خود] برمی‌آیند.
مُّهْطِعِينَ إِلَى ٱلدَّاعِ ۖ يَقُولُ ٱلْكَٰفِرُونَ هَٰذَا يَوْمٌ عَسِرٌۭ
به سرعت سوی آن دعوتگر می‌شتابند. کافران می‌گویند: «امروز [چه‌] روز دشواری است.»
۞ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍۢ فَكَذَّبُوا۟ عَبْدَنَا وَقَالُوا۟ مَجْنُونٌۭ وَٱزْدُجِرَ
پیش از آنان، قوم نوح [نیز] به تکذیب پرداختند و بنده ما را دروغزن خواندند و گفتند: «دیوانه‌ای است.» و [بسی‌] آزار کشید.
فَدَعَا رَبَّهُۥٓ أَنِّى مَغْلُوبٌۭ فَٱنتَصِرْ
تا پروردگارش را خواند که: «من مغلوب شدم؛ به داد من برس!»
فَفَتَحْنَآ أَبْوَٰبَ ٱلسَّمَآءِ بِمَآءٍۢ مُّنْهَمِرٍۢ
پس درهای آسمان را به آبی ریزان گشودیم.
وَفَجَّرْنَا ٱلْأَرْضَ عُيُونًۭا فَٱلْتَقَى ٱلْمَآءُ عَلَىٰٓ أَمْرٍۢ قَدْ قُدِرَ
و از زمین چشمه‌ها جوشانیدیم تا آب [زمین و آسمان‌] برای امری که مقدّر شده بود به هم پیوستند.
وَحَمَلْنَٰهُ عَلَىٰ ذَاتِ أَلْوَٰحٍۢ وَدُسُرٍۢ
و او را بر [کشتی‌] تخته‌دار و میخ‌آجین سوار کردیم.
تَجْرِى بِأَعْيُنِنَا جَزَآءًۭ لِّمَن كَانَ كُفِرَ
[کشتی‌] زیر نظر ما روان بود. [این‌] پاداش کسی بود که مورد انکار واقع شده بود.
وَلَقَد تَّرَكْنَٰهَآ ءَايَةًۭ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍۢ
و به راستی آن [سفینه‌] را بر جای نهادیم [تا] عبرتی [باشد]؛ پس آیا پندگیرنده‌ای هست؟
فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِى وَنُذُرِ
پس چگونه بود عذاب من و هشدارها[ی من‌]؟
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا ٱلْقُرْءَانَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍۢ
و قطعاً قرآن را برای پندآموزی آسان کرده‌ایم؛ پس آیا پندگیرنده‌ای هست؟
كَذَّبَتْ عَادٌۭ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِى وَنُذُرِ
عادیان به تکذیب پرداختند. پس چگونه بود عذاب من و هشدارها[ی من‌]؟
إِنَّآ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًۭا صَرْصَرًۭا فِى يَوْمِ نَحْسٍۢ مُّسْتَمِرٍّۢ
ما بر [سر] آنان در روز شومی، به طور مداوم، تندبادی توفنده فرستادیم،
تَنزِعُ ٱلنَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍۢ مُّنقَعِرٍۢ
[که‌] مردم را از جا می‌کند؛ گویی تنه‌های نخلی بودند که ریشه‌کن شده بودند.
فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِى وَنُذُرِ
پس چگونه بود عذاب من و هشدارها[ی من‌]؟
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا ٱلْقُرْءَانَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍۢ
و قطعاً قرآن را برای پندآموزی آسان کرده‌ایم، پس آیا پندگیرنده‌ای هست؟
كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِٱلنُّذُرِ
قوم ثمود هشداردهندگان را تکذیب کردند.
فَقَالُوٓا۟ أَبَشَرًۭا مِّنَّا وَٰحِدًۭا نَّتَّبِعُهُۥٓ إِنَّآ إِذًۭا لَّفِى ضَلَٰلٍۢ وَسُعُرٍ
و گفتند: «آیا تنها بشری از خودمان را پیروی کنیم؟ در این صورت، ما واقعاً در گمراهی و جنون خواهیم بود.»
أَءُلْقِىَ ٱلذِّكْرُ عَلَيْهِ مِنۢ بَيْنِنَا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌۭ
«آیا از میان ما [وحی‌] بر او القا شده است؟ [نه،] بلکه او دروغگویی گستاخ است.»
سَيَعْلَمُونَ غَدًۭا مَّنِ ٱلْكَذَّابُ ٱلْأَشِرُ
به زودی فردا بدانند دروغگوی گستاخ کیست.
إِنَّا مُرْسِلُوا۟ ٱلنَّاقَةِ فِتْنَةًۭ لَّهُمْ فَٱرْتَقِبْهُمْ وَٱصْطَبِرْ
ما برای آزمایش آنان [آن‌] ماده‌شتر را فرستادیم و [به صالح گفتیم:]«مراقب آنان باش و شکیبایی کن.
وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ ٱلْمَآءَ قِسْمَةٌۢ بَيْنَهُمْ ۖ كُلُّ شِرْبٍۢ مُّحْتَضَرٌۭ
و به آنان خبر ده که آب میانشان بخش شده‌است: هر کدام را آب به نوبت خواهد بود.»
فَنَادَوْا۟ صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَىٰ فَعَقَرَ
پس رفیقشان را صدا کردند و [او] شمشیر کشید و [شتر را] پی کرد.
فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِى وَنُذُرِ
پس چگونه بود عذاب من و هشدارها[ی من‌]؟
إِنَّآ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ صَيْحَةًۭ وَٰحِدَةًۭ فَكَانُوا۟ كَهَشِيمِ ٱلْمُحْتَظِرِ
ما بر [سر]شان یک فریاد [مرگبار] فرستادیم و چون گیاه خشکیده [کومه‌ها] ریزریز شدند.
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا ٱلْقُرْءَانَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍۢ
و قطعاً قرآن را برای پندآموزی آسان کردیم؛ پس آیا پندگیرنده‌ای هست؟
كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍۭ بِٱلنُّذُرِ
قوم لوط هشداردهندگان را تکذیب کردند.
إِنَّآ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ حَاصِبًا إِلَّآ ءَالَ لُوطٍۢ ۖ نَّجَّيْنَٰهُم بِسَحَرٍۢ
ما بر [سر] آنان سنگبارانی [انفجاری‌] فروفرستادیم [و] فقط خانواده لوط بودند که سحرگاهشان رهانیدیم.
نِّعْمَةًۭ مِّنْ عِندِنَا ۚ كَذَٰلِكَ نَجْزِى مَن شَكَرَ
[و این‌] رحمتی از جانب ما بود؛ هر که سپاس دارد، بدین‌سان [او را] پاداش می‌دهیم.
وَلَقَدْ أَنذَرَهُم بَطْشَتَنَا فَتَمَارَوْا۟ بِٱلنُّذُرِ
و [لوط] آنها را از عذاب ما سخت بیم داده بود، و[لی‌] در تهدیدها[ی ما] به جدال برخاستند.
وَلَقَدْ رَٰوَدُوهُ عَن ضَيْفِهِۦ فَطَمَسْنَآ أَعْيُنَهُمْ فَذُوقُوا۟ عَذَابِى وَنُذُرِ
و از مهمان‌[های‌] او کام دل خواستند، پس فروغ دیدگانشان را ستردیم و [گفتیم:] «[مزه‌] عذاب و هشدارهای مرا بچشید.»
وَلَقَدْ صَبَّحَهُم بُكْرَةً عَذَابٌۭ مُّسْتَقِرٌّۭ
و به راستی که سپیده‌دم عذابی پیگیر به سر وقت آنان آمد.
فَذُوقُوا۟ عَذَابِى وَنُذُرِ
پس عذاب و هشدارهای مرا بچشید.
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا ٱلْقُرْءَانَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍۢ
و قطعاً قرآن را برای پندآموزی آسان کردیم؛ پس آیا پندگیرنده‌ای هست؟
وَلَقَدْ جَآءَ ءَالَ فِرْعَوْنَ ٱلنُّذُرُ
و در حقیقت هشداردهندگان به جانب فرعونیان آمدند.
كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَا كُلِّهَا فَأَخَذْنَٰهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍۢ مُّقْتَدِرٍ
[اما آنها] همه معجزات ما را تکذیب کردند، تا چون زبردستی زورمند [گریبان‌] آنان را گرفتیم.
أَكُفَّارُكُمْ خَيْرٌۭ مِّنْ أُو۟لَٰٓئِكُمْ أَمْ لَكُم بَرَآءَةٌۭ فِى ٱلزُّبُرِ
آیا کافران شما، از اینان [که برشمردیم‌] برترند، یا شما را در نوشته‌ها[ی آسمانی‌] خط امانی است؟
أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌۭ مُّنتَصِرٌۭ
یا می‌گویند: «ما همگی انتقام‌گیرنده [و یار و یاور همدیگر]یم!»
سَيُهْزَمُ ٱلْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ ٱلدُّبُرَ
زودا که این جمع در هم شکسته شود و پشت کنند.
بَلِ ٱلسَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَٱلسَّاعَةُ أَدْهَىٰ وَأَمَرُّ
بلکه موعدشان قیامت است و قیامت [بسی‌] سخت‌تر و تلخ‌تر است.
إِنَّ ٱلْمُجْرِمِينَ فِى ضَلَٰلٍۢ وَسُعُرٍۢ
قطعاً بزهکاران در گمراهی و جنونند.
يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِى ٱلنَّارِ عَلَىٰ وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا۟ مَسَّ سَقَرَ
روزی که در آتش به رو کشیده می‌شوند [و به آنان گفته می‌شود:] «لهیب آتش را بچشید [و احساس کنید].»
إِنَّا كُلَّ شَىْءٍ خَلَقْنَٰهُ بِقَدَرٍۢ
ماییم که هر چیزی را به اندازه آفریده‌ایم.
وَمَآ أَمْرُنَآ إِلَّا وَٰحِدَةٌۭ كَلَمْحٍۭ بِٱلْبَصَرِ
و فرمان ما جز یک بار نیست [آن هم‌] چون چشم به هم زدنی.
وَلَقَدْ أَهْلَكْنَآ أَشْيَاعَكُمْ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍۢ
و هم مسلکان شما را سخت به هلاکت رساندیم؛ پس آیا پندگیرنده‌ای هست؟
وَكُلُّ شَىْءٍۢ فَعَلُوهُ فِى ٱلزُّبُرِ
و هر چه کرده‌اند در کتابها[ی اعمالشان درج‌] است.
وَكُلُّ صَغِيرٍۢ وَكَبِيرٍۢ مُّسْتَطَرٌ
و هر خرد و بزرگی [در آن‌] نوشته شده.
إِنَّ ٱلْمُتَّقِينَ فِى جَنَّٰتٍۢ وَنَهَرٍۢ
در حقیقت، مردم پرهیزگار در میان باغها و نهرها،
فِى مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍۢ مُّقْتَدِرٍۭ
در قرارگاه صدق، نزد پادشاهی توانایند.

Surah 55: Ar-Rahman — الرحمن

ٱلرَّحْمَٰنُ
[خدای‌] رحمان،
عَلَّمَ ٱلْقُرْءَانَ
قرآن را یاد داد.
خَلَقَ ٱلْإِنسَٰنَ
انسان را آفرید،
عَلَّمَهُ ٱلْبَيَانَ
به او بیان آموخت.
ٱلشَّمْسُ وَٱلْقَمَرُ بِحُسْبَانٍۢ
خورشید و ماه بر حسابی [روان‌]اند.
وَٱلنَّجْمُ وَٱلشَّجَرُ يَسْجُدَانِ
و بوته و درخت چهره‌سایانند.
وَٱلسَّمَآءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ ٱلْمِيزَانَ
و آسمان را برافراشت و ترازو را گذاشت،
أَلَّا تَطْغَوْا۟ فِى ٱلْمِيزَانِ
تا مبادا از اندازه درگذرید.
وَأَقِيمُوا۟ ٱلْوَزْنَ بِٱلْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا۟ ٱلْمِيزَانَ
و وزن را به انصاف برپا دارید و در سنجش مکاهید.
وَٱلْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ
و زمین را برای مردم نهاد.
فِيهَا فَٰكِهَةٌۭ وَٱلنَّخْلُ ذَاتُ ٱلْأَكْمَامِ
در آن، میوه [ها] و نخلها با خوشه‌های غلاف دار،
وَٱلْحَبُّ ذُو ٱلْعَصْفِ وَٱلرَّيْحَانُ
و دانه‌های پوست‌دار و گیاهان خوشبوست.
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را منکرید؟
خَلَقَ ٱلْإِنسَٰنَ مِن صَلْصَٰلٍۢ كَٱلْفَخَّارِ
انسان را از گل خشکیده‌ای سفال مانند، آفرید.
وَخَلَقَ ٱلْجَآنَّ مِن مَّارِجٍۢ مِّن نَّارٍۢ
و جن را از تشعشعی از آتش خلق کرد.
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را منکرید؟
رَبُّ ٱلْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ ٱلْمَغْرِبَيْنِ
پروردگار دو خاور و پروردگار دو باختر.
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را منکرید؟
مَرَجَ ٱلْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ
دو دریا را [به گونه‌ای‌] روان کرد [که‌] با هم برخورد کنند.
بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌۭ لَّا يَبْغِيَانِ
میان آن دو، حد فاصلی است که به هم تجاوز نمی‌کنند.
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را منکرید؟
يَخْرُجُ مِنْهُمَا ٱللُّؤْلُؤُ وَٱلْمَرْجَانُ
از هر دو [دریا] مروارید و مرجان برآید.
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را منکرید؟
وَلَهُ ٱلْجَوَارِ ٱلْمُنشَـَٔاتُ فِى ٱلْبَحْرِ كَٱلْأَعْلَٰمِ
و او راست در دریا سفینه‌های بادبان‌دار بلند همچون کوهها.
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را منکرید؟
كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍۢ
هر چه بر [زمین‌] است فانی‌شونده است.
وَيَبْقَىٰ وَجْهُ رَبِّكَ ذُو ٱلْجَلَٰلِ وَٱلْإِكْرَامِ
و ذات باشکوه و ارجمند پروردگارت باقی خواهد ماند.
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را منکرید؟
يَسْـَٔلُهُۥ مَن فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۚ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِى شَأْنٍۢ
هر که در آسمانها و زمین است از او درخواست می‌کند. هر زمان، او در کاری است.
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را منکرید؟
سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ ٱلثَّقَلَانِ
ای جن و انس، زودا که به شما بپردازیم.
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را منکرید؟
يَٰمَعْشَرَ ٱلْجِنِّ وَٱلْإِنسِ إِنِ ٱسْتَطَعْتُمْ أَن تَنفُذُوا۟ مِنْ أَقْطَارِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ فَٱنفُذُوا۟ ۚ لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَٰنٍۢ
ای گروه جنّیان و انسیان، اگر می‌توانید از کرانه‌های آسمانها و زمین به بیرون رخنه کنید، پس رخنه کنید. [ولی‌] جز با [به دست آوردن‌] تسلطی رخنه نمی‌کنید.
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را منکرید؟
يُرْسَلُ عَلَيْكُمَا شُوَاظٌۭ مِّن نَّارٍۢ وَنُحَاسٌۭ فَلَا تَنتَصِرَانِ
بر سر شما شراره‌هایی از [نوع‌] تفته آهن و مس فرو فرستاده خواهد شد، و [از کسی‌] یاری نتوانید طلبید.
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را منکرید؟
فَإِذَا ٱنشَقَّتِ ٱلسَّمَآءُ فَكَانَتْ وَرْدَةًۭ كَٱلدِّهَانِ
پس آنگاه که آسمان از هم شکافد و چون چرم گلگون گردد.
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را منکرید؟
فَيَوْمَئِذٍۢ لَّا يُسْـَٔلُ عَن ذَنۢبِهِۦٓ إِنسٌۭ وَلَا جَآنٌّۭ
در آن روز، هیچ انس و جنی از گناهش پرسیده نشود.
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را منکرید؟
يُعْرَفُ ٱلْمُجْرِمُونَ بِسِيمَٰهُمْ فَيُؤْخَذُ بِٱلنَّوَٰصِى وَٱلْأَقْدَامِ
تبهکاران از سیمایشان شناخته می‌شوند و از پیشانی و پایشان بگیرند.
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را منکرید؟
هَٰذِهِۦ جَهَنَّمُ ٱلَّتِى يُكَذِّبُ بِهَا ٱلْمُجْرِمُونَ
این است همان جهنمی که تبهکاران آن را دروغ می‌خواندند.
يَطُوفُونَ بَيْنَهَا وَبَيْنَ حَمِيمٍ ءَانٍۢ
میان [آتش‌] و میان آب جوشان سرگردان باشند.
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را منکرید؟
وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِۦ جَنَّتَانِ
و هر کس را که از مقام پروردگارش بترسد دو باغ است.
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را منکرید؟
ذَوَاتَآ أَفْنَانٍۢ
که دارای شاخسارانند.
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را منکرید؟
فِيهِمَا عَيْنَانِ تَجْرِيَانِ
در آن دو [باغ‌] دو چشمه روان است.
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را منکرید؟
فِيهِمَا مِن كُلِّ فَٰكِهَةٍۢ زَوْجَانِ
در آن دو [باغ‌] از هر میوه‌ای دو گونه است.
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را منکرید؟
مُتَّكِـِٔينَ عَلَىٰ فُرُشٍۭ بَطَآئِنُهَا مِنْ إِسْتَبْرَقٍۢ ۚ وَجَنَى ٱلْجَنَّتَيْنِ دَانٍۢ
بر بسترهایی که آستر آنها از ابریشم درشت‌بافت است، تکیه آنند و چیدن میوه [از] آن دو باغ [به آسانی‌] در دسترس است.
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را منکرید؟
فِيهِنَّ قَٰصِرَٰتُ ٱلطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌۭ قَبْلَهُمْ وَلَا جَآنٌّۭ
در آن [باغها، دلبرانی‌] فروهشته‌نگاهند که دست هیچ انس و جنی پیش از ایشان به آنها نرسیده است.
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را منکرید؟
كَأَنَّهُنَّ ٱلْيَاقُوتُ وَٱلْمَرْجَانُ
گویی که آنها یاقوت و مرجانند.
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را منکرید؟
هَلْ جَزَآءُ ٱلْإِحْسَٰنِ إِلَّا ٱلْإِحْسَٰنُ
مگر پاداش احسان جز احسان است؟
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را منکرید؟
وَمِن دُونِهِمَا جَنَّتَانِ
و غیر از آن دو [باغ‌]، دو باغ [دیگر نیز] هست.
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را منکرید؟
مُدْهَآمَّتَانِ
که از [شدّت‌] سبزی سیه‌گون می‌نماید.
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را منکرید؟
فِيهِمَا عَيْنَانِ نَضَّاخَتَانِ
در آن دو [باغ‌] دو چشمه همواره جوشان است.
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را منکرید؟
فِيهِمَا فَٰكِهَةٌۭ وَنَخْلٌۭ وَرُمَّانٌۭ
در آن دو، میوه و خرما و انار است.
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را منکرید؟
فِيهِنَّ خَيْرَٰتٌ حِسَانٌۭ
در آنجا [زنانی‌] نکوخوی و نکورویند.
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را منکرید؟
حُورٌۭ مَّقْصُورَٰتٌۭ فِى ٱلْخِيَامِ
حورانی پرده‌نشین در [دل‌] خیمه‌ها.
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را منکرید؟
لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌۭ قَبْلَهُمْ وَلَا جَآنٌّۭ
دست هیچ انس و جنی پیش از ایشان به آنها نرسیده است.
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را منکرید؟
مُتَّكِـِٔينَ عَلَىٰ رَفْرَفٍ خُضْرٍۢ وَعَبْقَرِىٍّ حِسَانٍۢ
بر بالش سبز و فرش نیکو تکیه زده‌اند.
فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را منکرید؟
تَبَٰرَكَ ٱسْمُ رَبِّكَ ذِى ٱلْجَلَٰلِ وَٱلْإِكْرَامِ
خجسته باد نام پروردگار شکوهمند و بزرگوارت،

Surah 56: Al-Waqia — الواقعة

إِذَا وَقَعَتِ ٱلْوَاقِعَةُ
آن واقعه چون وقوع یابد،
لَيْسَ لِوَقْعَتِهَا كَاذِبَةٌ
[که‌] در وقوع آن دروغی نیست:
خَافِضَةٌۭ رَّافِعَةٌ
پست‌کننده [و] بالابرنده است.
إِذَا رُجَّتِ ٱلْأَرْضُ رَجًّۭا
چون زمین با تکان [سختی‌] لرزانده شود،
وَبُسَّتِ ٱلْجِبَالُ بَسًّۭا
و کوهها [جمله‌] ریزه ریزه شوند،
فَكَانَتْ هَبَآءًۭ مُّنۢبَثًّۭا
و غباری پراکنده گردند،
وَكُنتُمْ أَزْوَٰجًۭا ثَلَٰثَةًۭ
و شما سه دسته شوید:
فَأَصْحَٰبُ ٱلْمَيْمَنَةِ مَآ أَصْحَٰبُ ٱلْمَيْمَنَةِ
یاران دست راست، کدامند یاران دست راست؟
وَأَصْحَٰبُ ٱلْمَشْـَٔمَةِ مَآ أَصْحَٰبُ ٱلْمَشْـَٔمَةِ
و یاران چپ؛ کدامند یاران چپ؟
وَٱلسَّٰبِقُونَ ٱلسَّٰبِقُونَ
و سبقت‌گیرندگان مقدمند؛
أُو۟لَٰٓئِكَ ٱلْمُقَرَّبُونَ
آنانند همان مقربان [خدا]،
فِى جَنَّٰتِ ٱلنَّعِيمِ
در باغستانهای پر نعمت.
ثُلَّةٌۭ مِّنَ ٱلْأَوَّلِينَ
گروهی از پیشینیان،
وَقَلِيلٌۭ مِّنَ ٱلْءَاخِرِينَ
و اندکی از متأخران.
عَلَىٰ سُرُرٍۢ مَّوْضُونَةٍۢ
بر تختهایی جواهرنشان،
مُّتَّكِـِٔينَ عَلَيْهَا مُتَقَٰبِلِينَ
که روبروی هم بر آنها تکیه داده‌اند.
يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَٰنٌۭ مُّخَلَّدُونَ
بر گردشان پسرانی جاودان [به خدمت‌] می‌گردند،
بِأَكْوَابٍۢ وَأَبَارِيقَ وَكَأْسٍۢ مِّن مَّعِينٍۢ
با جامها و آبریزها و پیاله‌[ها]یی از باده ناب روان.
لَّا يُصَدَّعُونَ عَنْهَا وَلَا يُنزِفُونَ
[که‌] نه از آن دردسر گیرند و نه بی‌خرد گردند.
وَفَٰكِهَةٍۢ مِّمَّا يَتَخَيَّرُونَ
و میوه از هر چه اختیار کنند.
وَلَحْمِ طَيْرٍۢ مِّمَّا يَشْتَهُونَ
و از گوشت پرنده هر چه بخواهند.
وَحُورٌ عِينٌۭ
و حوران چشم‌درشت،
كَأَمْثَٰلِ ٱللُّؤْلُؤِ ٱلْمَكْنُونِ
مثل لؤلؤ نهان میان صدف،
جَزَآءًۢ بِمَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ
[اینها] پاداشی است برای آنچه می‌کردند.
لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًۭا وَلَا تَأْثِيمًا
در آنجا نه بیهوده‌ای می‌شنوند و نه [سخنی‌] گناه‌آلود.
إِلَّا قِيلًۭا سَلَٰمًۭا سَلَٰمًۭا
سخنی جز سلام و درود نیست.
وَأَصْحَٰبُ ٱلْيَمِينِ مَآ أَصْحَٰبُ ٱلْيَمِينِ
و یاران راست؛ یاران راست کدامند؟
فِى سِدْرٍۢ مَّخْضُودٍۢ
در [زیر] درختان کُنار بی‌خار،
وَطَلْحٍۢ مَّنضُودٍۢ
و درختهای موز که میوه‌اش خوشه خوشه روی هم چیده است.
وَظِلٍّۢ مَّمْدُودٍۢ
و سایه‌ای پایدار.
وَمَآءٍۢ مَّسْكُوبٍۢ
و آبی ریزان.
وَفَٰكِهَةٍۢ كَثِيرَةٍۢ
و میوه‌ای فراوان،
لَّا مَقْطُوعَةٍۢ وَلَا مَمْنُوعَةٍۢ
نه بریده و نه ممنوع.
وَفُرُشٍۢ مَّرْفُوعَةٍ
و همخوابگانی بالا بلند.
إِنَّآ أَنشَأْنَٰهُنَّ إِنشَآءًۭ
ما آنان را پدید آورده‌ایم پدید آوردنی،
فَجَعَلْنَٰهُنَّ أَبْكَارًا
و ایشان را دوشیزه گردانیده‌ایم،
عُرُبًا أَتْرَابًۭا
شوی دوست همسال،
لِّأَصْحَٰبِ ٱلْيَمِينِ
برای یاران راست.
ثُلَّةٌۭ مِّنَ ٱلْأَوَّلِينَ
که گروهی از پیشینیانند،
وَثُلَّةٌۭ مِّنَ ٱلْءَاخِرِينَ
و گروهی از متأخران.
وَأَصْحَٰبُ ٱلشِّمَالِ مَآ أَصْحَٰبُ ٱلشِّمَالِ
و یاران چپ؛ کدامند یاران چپ؟
فِى سَمُومٍۢ وَحَمِيمٍۢ
در [میان‌] باد گرم و آب داغ.
وَظِلٍّۢ مِّن يَحْمُومٍۢ
و سایه‌ای از دود تار.
لَّا بَارِدٍۢ وَلَا كَرِيمٍ
نه خنک و نه خوش.
إِنَّهُمْ كَانُوا۟ قَبْلَ ذَٰلِكَ مُتْرَفِينَ
اینان بودند که پیش از این ناز پروردگان بودند.
وَكَانُوا۟ يُصِرُّونَ عَلَى ٱلْحِنثِ ٱلْعَظِيمِ
و بر گناه بزرگ پافشاری می‌کردند.
وَكَانُوا۟ يَقُولُونَ أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًۭا وَعِظَٰمًا أَءِنَّا لَمَبْعُوثُونَ
و می‌گفتند: «آیا چون مردیم و خاک واستخوان شدیم، واقعاً [باز] زنده می‌گردیم؟
أَوَءَابَآؤُنَا ٱلْأَوَّلُونَ
یا پدران گذشته ما [نیز]؟»
قُلْ إِنَّ ٱلْأَوَّلِينَ وَٱلْءَاخِرِينَ
بگو: «در حقیقت، اولین و آخرین،
لَمَجْمُوعُونَ إِلَىٰ مِيقَٰتِ يَوْمٍۢ مَّعْلُومٍۢ
قطعاً همه در موعد روزی معلوم گرد آورده شوند.»
ثُمَّ إِنَّكُمْ أَيُّهَا ٱلضَّآلُّونَ ٱلْمُكَذِّبُونَ
آنگاه شما ای گمراهان دروغپرداز،
لَءَاكِلُونَ مِن شَجَرٍۢ مِّن زَقُّومٍۢ
قطعاً از درختی که از زقّوم است خواهید خورد.
فَمَالِـُٔونَ مِنْهَا ٱلْبُطُونَ
و از آن شکمهایتان را خواهید آکند.
فَشَٰرِبُونَ عَلَيْهِ مِنَ ٱلْحَمِيمِ
و روی آن از آب جوش می‌نوشید؛
فَشَٰرِبُونَ شُرْبَ ٱلْهِيمِ
[مانند] نوشیدن اشتران تشنه.
هَٰذَا نُزُلُهُمْ يَوْمَ ٱلدِّينِ
این است پذیرایی آنان در روز جزا.
نَحْنُ خَلَقْنَٰكُمْ فَلَوْلَا تُصَدِّقُونَ
ماییم که شما را آفریده‌ایم، پس چرا تصدیق نمی‌کنید؟
أَفَرَءَيْتُم مَّا تُمْنُونَ
آیا آنچه را [که به صورت نطفه‌] فرو می‌ریزید دیده‌اید؟
ءَأَنتُمْ تَخْلُقُونَهُۥٓ أَمْ نَحْنُ ٱلْخَٰلِقُونَ
آیا شما آن را خلق می‌کنید یا ما آفریننده‌ایم؟
نَحْنُ قَدَّرْنَا بَيْنَكُمُ ٱلْمَوْتَ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ
ماییم که میان شما مرگ را مقدر کرده‌ایم و بر ما سبقت نتوانید جست؛
عَلَىٰٓ أَن نُّبَدِّلَ أَمْثَٰلَكُمْ وَنُنشِئَكُمْ فِى مَا لَا تَعْلَمُونَ
[و می‌توانیم‌] امثال شما را به جای شما قرار دهیم و شما را [به صورت‌] آنچه نمی‌دانید پدیدار گردانیم.
وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ ٱلنَّشْأَةَ ٱلْأُولَىٰ فَلَوْلَا تَذَكَّرُونَ
و قطعاً پدیدار شدن نخستین خود را شناختید؛ پس چرا سر عبرت گرفتن ندارید؟
أَفَرَءَيْتُم مَّا تَحْرُثُونَ
آیا آنچه را کشت می‌کنید، ملاحظه کرده‌اید؟
ءَأَنتُمْ تَزْرَعُونَهُۥٓ أَمْ نَحْنُ ٱلزَّٰرِعُونَ
آیا شما آن را [بی‌یاری ما] زراعت می‌کنید، یا ماییم که زراعت می‌کنیم؟
لَوْ نَشَآءُ لَجَعَلْنَٰهُ حُطَٰمًۭا فَظَلْتُمْ تَفَكَّهُونَ
اگر بخواهیم قطعاً خاشاکش می‌گردانیم، پس در افسوس [و تعجب‌] می‌افتید.
إِنَّا لَمُغْرَمُونَ
[و می‌گویید:] «واقعاً ما زیان زده‌ایم،
بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ
بلکه ما محروم شدگانیم.»
أَفَرَءَيْتُمُ ٱلْمَآءَ ٱلَّذِى تَشْرَبُونَ
آیا آبی را که می‌نوشید دیده‌اید؟
ءَأَنتُمْ أَنزَلْتُمُوهُ مِنَ ٱلْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ ٱلْمُنزِلُونَ
آیا شما آن را از [دل‌] ابر سپید فرود آورده‌اید، یا ما فرودآورنده‌ایم؟
لَوْ نَشَآءُ جَعَلْنَٰهُ أُجَاجًۭا فَلَوْلَا تَشْكُرُونَ
اگر بخواهیم آن را تلخ می‌گردانیم، پس چرا سپاس نمی‌دارید؟
أَفَرَءَيْتُمُ ٱلنَّارَ ٱلَّتِى تُورُونَ
آیا آن آتشی را که برمی‌افروزید ملاحظه کرده‌اید؟
ءَأَنتُمْ أَنشَأْتُمْ شَجَرَتَهَآ أَمْ نَحْنُ ٱلْمُنشِـُٔونَ
آیا شما [چوب‌] درخت آن را پدیدار کرده‌اید، یا ما پدیدآورنده‌ایم؟
نَحْنُ جَعَلْنَٰهَا تَذْكِرَةًۭ وَمَتَٰعًۭا لِّلْمُقْوِينَ
ما آن را [مایه‌] عبرت و [وسیله‌] استفاده برای بیابانگردان قرار داده‌ایم.
فَسَبِّحْ بِٱسْمِ رَبِّكَ ٱلْعَظِيمِ
پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح گوی.
۞ فَلَآ أُقْسِمُ بِمَوَٰقِعِ ٱلنُّجُومِ
نه [چنین است که می‌پندارید]، سوگند به جایگاه‌های [ویژه و فواصل معیّن‌] ستارگان.
وَإِنَّهُۥ لَقَسَمٌۭ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ
اگر بدانید، آن سوگندی سخت بزرگ است!
إِنَّهُۥ لَقُرْءَانٌۭ كَرِيمٌۭ
که این [پیام‌] قطعاً قرآنی است ارجمند،
فِى كِتَٰبٍۢ مَّكْنُونٍۢ
در کتابی نهفته،
لَّا يَمَسُّهُۥٓ إِلَّا ٱلْمُطَهَّرُونَ
که جز پاک‌شدگان بر آن دست ندارند،
تَنزِيلٌۭ مِّن رَّبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
وحیی است از جانب پروردگار جهانیان.
أَفَبِهَٰذَا ٱلْحَدِيثِ أَنتُم مُّدْهِنُونَ
آیا شما این سخن را سبک [و سست‌] می‌گیرید؟
وَتَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ
و تنها نصیب خود را در تکذیب [آن‌] قرار می‌دهید؟
فَلَوْلَآ إِذَا بَلَغَتِ ٱلْحُلْقُومَ
پس چرا آنگاه که [جان شما] به گلو می‌رسد،
وَأَنتُمْ حِينَئِذٍۢ تَنظُرُونَ
و در آن هنگام خود نظاره گرید -
وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَٰكِن لَّا تُبْصِرُونَ
و ما به آن [محتضر] از شما نزدیکتریم ولی نمی‌بینید-
فَلَوْلَآ إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ
پس چرا، اگر شما بی‌جزا می‌مانید [و حساب و کتابی در کار نیست‌]،
تَرْجِعُونَهَآ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَ
اگر راست می‌گویید، [روح‌] را برنمی‌گردانید؟
فَأَمَّآ إِن كَانَ مِنَ ٱلْمُقَرَّبِينَ
و اما اگر [او] از مقربان باشد،
فَرَوْحٌۭ وَرَيْحَانٌۭ وَجَنَّتُ نَعِيمٍۢ
[در] آسایش و راحت و بهشت پر نعمت [خواهد بود].
وَأَمَّآ إِن كَانَ مِنْ أَصْحَٰبِ ٱلْيَمِينِ
و اما اگر از یاران راست باشد،
فَسَلَٰمٌۭ لَّكَ مِنْ أَصْحَٰبِ ٱلْيَمِينِ
از یاران راست بر تو سلام باد.
وَأَمَّآ إِن كَانَ مِنَ ٱلْمُكَذِّبِينَ ٱلضَّآلِّينَ
و اما اگر از دروغزنان گمراه است،
فَنُزُلٌۭ مِّنْ حَمِيمٍۢ
پس با آبی جوشان پذیرایی خواهد شد،
وَتَصْلِيَةُ جَحِيمٍ
و [فرجامش‌] درافتادن به جهنم است.
إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ حَقُّ ٱلْيَقِينِ
این است همان حقیقت راست [و] یقین.
فَسَبِّحْ بِٱسْمِ رَبِّكَ ٱلْعَظِيمِ
پس به نام پروردگار بزرگ خود تسبیح گوی.

Surah 57: Al-Hadid — الحديد

سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۖ وَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلْحَكِيمُ
آنچه در آسمانها و زمین است، خدا را به پاکی می‌ستایند، و اوست ارجمند حکیم.
لَهُۥ مُلْكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۖ يُحْىِۦ وَيُمِيتُ ۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌ
فرمانروایی آسمانها و زمین از آنِ اوست: زنده می‌کند و می‌میراند، و او بر هر چیزی تواناست.
هُوَ ٱلْأَوَّلُ وَٱلْءَاخِرُ وَٱلظَّٰهِرُ وَٱلْبَاطِنُ ۖ وَهُوَ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمٌ
اوست اول و آخر و ظاهر و باطن، و او به هر چیزی داناست.
هُوَ ٱلَّذِى خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ فِى سِتَّةِ أَيَّامٍۢ ثُمَّ ٱسْتَوَىٰ عَلَى ٱلْعَرْشِ ۚ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِى ٱلْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا ۖ وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ ۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌۭ
اوست آن کس که آسمانها و زمین را در شش هنگام آفرید؛ آنگاه بر عرش استیلا یافت. آنچه در زمین درآید و آنچه از آن برآید و آنچه در آن بالارود [همه را] می‌داند. و هر کجا باشید او با شماست، و خدا به هر چه می‌کنید بیناست.
لَّهُۥ مُلْكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۚ وَإِلَى ٱللَّهِ تُرْجَعُ ٱلْأُمُورُ
فرمانروایی [مطلق‌] آسمانها و زمین از آن اوست، و [جمله‌] کارها به سوی خدا بازگردانیده می‌شود.
يُولِجُ ٱلَّيْلَ فِى ٱلنَّهَارِ وَيُولِجُ ٱلنَّهَارَ فِى ٱلَّيْلِ ۚ وَهُوَ عَلِيمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ
شب را در روز درمی‌آورد و روز را [نیز] در شب درمی‌آورد، و او به راز دلها داناست.
ءَامِنُوا۟ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَأَنفِقُوا۟ مِمَّا جَعَلَكُم مُّسْتَخْلَفِينَ فِيهِ ۖ فَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ مِنكُمْ وَأَنفَقُوا۟ لَهُمْ أَجْرٌۭ كَبِيرٌۭ
به خدا و پیامبر او ایمان آورید، و از آنچه شما را در [استفاده از] آن، جانشین [دیگران‌] کرده، انفاق کنید. پس کسانی از شما که ایمان آورده و انفاق کرده باشند، پاداش بزرگی خواهند داشت.
وَمَا لَكُمْ لَا تُؤْمِنُونَ بِٱللَّهِ ۙ وَٱلرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ لِتُؤْمِنُوا۟ بِرَبِّكُمْ وَقَدْ أَخَذَ مِيثَٰقَكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ
و شما را چه شده که به خدا ایمان نمی‌آورید و [حال آنکه‌] پیامبر [خدا] شما را دعوت می‌کند تا به پروردگارتان ایمان آورید، و اگر مؤمن باشید، بی‌شک [خدا] از شما پیمان گرفته است.
هُوَ ٱلَّذِى يُنَزِّلُ عَلَىٰ عَبْدِهِۦٓ ءَايَٰتٍۭ بَيِّنَٰتٍۢ لِّيُخْرِجَكُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ ۚ وَإِنَّ ٱللَّهَ بِكُمْ لَرَءُوفٌۭ رَّحِيمٌۭ
او همان کسی است که بر بنده خود آیات روشنی فرو می‌فرستد، تا شما را از تاریکیها به سوی نور بیرون کشاند. و در حقیقت، خدا [نسبت‌] به شما سخت رئوف و مهربان است.
وَمَا لَكُمْ أَلَّا تُنفِقُوا۟ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلِلَّهِ مِيرَٰثُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۚ لَا يَسْتَوِى مِنكُم مَّنْ أَنفَقَ مِن قَبْلِ ٱلْفَتْحِ وَقَٰتَلَ ۚ أُو۟لَٰٓئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةًۭ مِّنَ ٱلَّذِينَ أَنفَقُوا۟ مِنۢ بَعْدُ وَقَٰتَلُوا۟ ۚ وَكُلًّۭا وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلْحُسْنَىٰ ۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌۭ
و شما را چه شده که در راه خدا انفاق نمی‌کنید و [حال آنکه‌] میراث آسمانها و زمین به خدا تعلق دارد؟ کسانی از شما که پیش از فتح [مکه‌] انفاق و جهاد کرده‌اند، [با دیگران‌] یکسان نیستند. آنان از [حیث ]درجه بزرگتر از کسانی‌اند که بعداً به انفاق و جهاد پرداخته‌اند. و خداوند به هر کدام وعده نیکو داده است، و خدا به آنچه می‌کنید آگاه است.
مَّن ذَا ٱلَّذِى يُقْرِضُ ٱللَّهَ قَرْضًا حَسَنًۭا فَيُضَٰعِفَهُۥ لَهُۥ وَلَهُۥٓ أَجْرٌۭ كَرِيمٌۭ
کیست آن کس که به خدا وامی نیکو دهد تا [نتیجه‌اش را] برای وی دوچندان گرداند و او را پاداشی خوش باشد؟
يَوْمَ تَرَى ٱلْمُؤْمِنِينَ وَٱلْمُؤْمِنَٰتِ يَسْعَىٰ نُورُهُم بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَٰنِهِم بُشْرَىٰكُمُ ٱلْيَوْمَ جَنَّٰتٌۭ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَا ۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلْفَوْزُ ٱلْعَظِيمُ
آن روز که مردان و زنان مؤمن را می‌بینی که نورشان پیشاپیششان و به جانب راستشان دوان است. [به آنان گویند:] «امروز شما را مژده باد به باغهایی که از زیر [درختان‌] آن نهرها روان است، در آنها جاودانید. این است همان کامیابی بزرگ.
يَوْمَ يَقُولُ ٱلْمُنَٰفِقُونَ وَٱلْمُنَٰفِقَٰتُ لِلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱنظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِن نُّورِكُمْ قِيلَ ٱرْجِعُوا۟ وَرَآءَكُمْ فَٱلْتَمِسُوا۟ نُورًۭا فَضُرِبَ بَيْنَهُم بِسُورٍۢ لَّهُۥ بَابٌۢ بَاطِنُهُۥ فِيهِ ٱلرَّحْمَةُ وَظَٰهِرُهُۥ مِن قِبَلِهِ ٱلْعَذَابُ
آن روز، مردان و زنان منافق به کسانی که ایمان آورده‌اند می‌گویند: «ما را مهلت دهید تا از نورتان [اندکی‌] برگیریم.» گفته می‌شود: «بازپس برگردید و نوری درخواست کنید.» آنگاه میان آنها دیواری زده می‌شود که آن را دروازه‌ای است: باطنش رحمت است و ظاهرش روی به عذاب دارد.
يُنَادُونَهُمْ أَلَمْ نَكُن مَّعَكُمْ ۖ قَالُوا۟ بَلَىٰ وَلَٰكِنَّكُمْ فَتَنتُمْ أَنفُسَكُمْ وَتَرَبَّصْتُمْ وَٱرْتَبْتُمْ وَغَرَّتْكُمُ ٱلْأَمَانِىُّ حَتَّىٰ جَآءَ أَمْرُ ٱللَّهِ وَغَرَّكُم بِٱللَّهِ ٱلْغَرُورُ
[دو رویان،] آنان را ندا درمی‌دهند: «آیا ما با شما نبودیم؟» می‌گویند: «چرا، ولی شما خودتان را در بلا افکندید و امروز و فردا کردید و تردید آوردید و آرزوها شما را غرّه کرد تا فرمان خدا آمد و [شیطان ]مغرورکننده، شما را در باره خدا بفریفت.
فَٱلْيَوْمَ لَا يُؤْخَذُ مِنكُمْ فِدْيَةٌۭ وَلَا مِنَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ ۚ مَأْوَىٰكُمُ ٱلنَّارُ ۖ هِىَ مَوْلَىٰكُمْ ۖ وَبِئْسَ ٱلْمَصِيرُ
پس امروز نه از شما و نه از کسانی که کافر شده‌اند عوضی پذیرفته نمی‌شود: جایگاهتان آتش است؛ آن سزاوار شماست و چه بد سرانجامی است.»
۞ أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ ٱللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ ٱلْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا۟ كَٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ ٱلْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ ۖ وَكَثِيرٌۭ مِّنْهُمْ فَٰسِقُونَ
آیا برای کسانی که ایمان آورده‌اند هنگام آن نرسیده که دلهایشان به یاد خدا و آن حقیقتی که نازل شده نرم [و فروتن‌] گردد و مانند کسانی نباشند که از پیش بدانها کتاب داده شد و [عمر و] انتظار بر آنان به درازا کشید، و دلهایشان سخت گردید و بسیاری از آنها فاسق بودند؟
ٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّ ٱللَّهَ يُحْىِ ٱلْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا ۚ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ ٱلْءَايَٰتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ
بدانید که خدا زمین را پس از مرگش زنده می‌گرداند. به راستی آیات [خود] را برای شما روشن گردانیده‌ایم، باشد که بیندیشید.
إِنَّ ٱلْمُصَّدِّقِينَ وَٱلْمُصَّدِّقَٰتِ وَأَقْرَضُوا۟ ٱللَّهَ قَرْضًا حَسَنًۭا يُضَٰعَفُ لَهُمْ وَلَهُمْ أَجْرٌۭ كَرِيمٌۭ
در حقیقت، مردان و زنان صدقه‌دهنده و [آنان که‌] به خدا وامی نیکو داده‌اند، ایشان را [پاداش‌] دو چندان گردد، و اجری نیکو خواهند داشت.
وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦٓ أُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلصِّدِّيقُونَ ۖ وَٱلشُّهَدَآءُ عِندَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَنُورُهُمْ ۖ وَٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَكَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَآ أُو۟لَٰٓئِكَ أَصْحَٰبُ ٱلْجَحِيمِ
و کسانی که به خدا و پیامبران وی ایمان آورده‌اند، آنان همان راستینانند و پیش پروردگارشان گواه خواهند بود [و] ایشان راست اجر و نورشان؛ و کسانی که کفر ورزیده و آیات ما را تکذیب کرده‌اند آنان همدمان آتشند.
ٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّمَا ٱلْحَيَوٰةُ ٱلدُّنْيَا لَعِبٌۭ وَلَهْوٌۭ وَزِينَةٌۭ وَتَفَاخُرٌۢ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌۭ فِى ٱلْأَمْوَٰلِ وَٱلْأَوْلَٰدِ ۖ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ ٱلْكُفَّارَ نَبَاتُهُۥ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَىٰهُ مُصْفَرًّۭا ثُمَّ يَكُونُ حُطَٰمًۭا ۖ وَفِى ٱلْءَاخِرَةِ عَذَابٌۭ شَدِيدٌۭ وَمَغْفِرَةٌۭ مِّنَ ٱللَّهِ وَرِضْوَٰنٌۭ ۚ وَمَا ٱلْحَيَوٰةُ ٱلدُّنْيَآ إِلَّا مَتَٰعُ ٱلْغُرُورِ
بدانید که زندگی دنیا، در حقیقت، بازی و سرگرمی و آرایش و فخرفروشی شما به یکدیگر و فزون‌جویی در اموال و فرزندان است. [مثَل آنها] چون مثَل بارانی است که کشاورزان را رستنی آن [باران‌] به شگفتی اندازد، سپس [آن کشت‌] خشک شود و آن را زرد بینی، آنگاه خاشاک شود. و در آخرت [دنیا پرستان را] عذابی سخت است و [مؤمنان را] از جانب خدا آمرزش و خشنودی است، و زندگانی دنیا جز کالای فریبنده نیست.
سَابِقُوٓا۟ إِلَىٰ مَغْفِرَةٍۢ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ ٱلسَّمَآءِ وَٱلْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦ ۚ ذَٰلِكَ فَضْلُ ٱللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَآءُ ۚ وَٱللَّهُ ذُو ٱلْفَضْلِ ٱلْعَظِيمِ
[برای رسیدن‌] به آمرزشی از پروردگارتان و بهشتی که پهنایش چون پهنای آسمان و زمین است [و] برای کسانی آماده شده که به خدا و پیامبرانش ایمان آورده‌اند، بر یکدیگر سبقت جویید. این فضل خداست که به هر کس بخواهد آن را می‌دهد، و خداوند را فزون‌بخشی بزرگ است.
مَآ أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍۢ فِى ٱلْأَرْضِ وَلَا فِىٓ أَنفُسِكُمْ إِلَّا فِى كِتَٰبٍۢ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَآ ۚ إِنَّ ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٌۭ
هیچ مصیبتی نه در زمین و نه در نفسهای شما [= به شما] نرسد، مگر آنکه پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابی است. این [کار] بر خدا آسان است.
لِّكَيْلَا تَأْسَوْا۟ عَلَىٰ مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا۟ بِمَآ ءَاتَىٰكُمْ ۗ وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍۢ فَخُورٍ
تا بر آنچه از دست شما رفته اندوهگین نشوید و به [سبب‌] آنچه به شما داده است شادمانی نکنید، و خدا هیچ خودپسند فخرفروشی را دوست ندارد:
ٱلَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ ٱلنَّاسَ بِٱلْبُخْلِ ۗ وَمَن يَتَوَلَّ فَإِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلْغَنِىُّ ٱلْحَمِيدُ
همانان که بخل می‌ورزند و مردم را به بخل ورزیدن وامی‌دارند. و هر که روی گرداند قطعاً خدا بی‌نیاز ستوده است.
لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِٱلْبَيِّنَٰتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ ٱلْكِتَٰبَ وَٱلْمِيزَانَ لِيَقُومَ ٱلنَّاسُ بِٱلْقِسْطِ ۖ وَأَنزَلْنَا ٱلْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌۭ شَدِيدٌۭ وَمَنَٰفِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ ٱللَّهُ مَن يَنصُرُهُۥ وَرُسُلَهُۥ بِٱلْغَيْبِ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ قَوِىٌّ عَزِيزٌۭ
به راستی [ما] پیامبران خود را با دلایل آشکار روانه کردیم و با آنها کتاب و ترازو را فرود آوردیم تا مردم به انصاف برخیزند، و آهن را که در آن برای مردم خطری سخت و سودهایی است، پدید آوردیم، تا خدا معلوم بدارد چه کسی در نهان، او و پیامبرانش را یاری می‌کند. آری، خدا نیرومند شکست ناپذیر است.
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًۭا وَإِبْرَٰهِيمَ وَجَعَلْنَا فِى ذُرِّيَّتِهِمَا ٱلنُّبُوَّةَ وَٱلْكِتَٰبَ ۖ فَمِنْهُم مُّهْتَدٍۢ ۖ وَكَثِيرٌۭ مِّنْهُمْ فَٰسِقُونَ
و در حقیقت، نوح و ابراهیم را فرستادیم و در میان فرزندان آن دو، نبوت و کتاب را قرار دادیم: از آنها [برخی‌] راه‌یاب [شد]ند، و[لی‌] بسیاری از آنان بدکار بودند.
ثُمَّ قَفَّيْنَا عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِم بِرُسُلِنَا وَقَفَّيْنَا بِعِيسَى ٱبْنِ مَرْيَمَ وَءَاتَيْنَٰهُ ٱلْإِنجِيلَ وَجَعَلْنَا فِى قُلُوبِ ٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُ رَأْفَةًۭ وَرَحْمَةًۭ وَرَهْبَانِيَّةً ٱبْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَٰهَا عَلَيْهِمْ إِلَّا ٱبْتِغَآءَ رِضْوَٰنِ ٱللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا ۖ فَـَٔاتَيْنَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ ۖ وَكَثِيرٌۭ مِّنْهُمْ فَٰسِقُونَ
آنگاه به دنبال آنان پیامبران خود را، پی‌درپی، آوردیم، و عیسی پسر مریم را در پی [آنان‌] آوردیم و به او انجیل عطا کردیم، و در دلهای کسانی که از او پیروی کردند رأفت و رحمت نهادیم و [اما] ترک دنیایی که از پیش خود درآوردند ما آن را بر ایشان مقرّر نکردیم مگر برای آنکه کسب خشنودی خدا کنند، با این حال آن را چنانکه حقّ رعایت آن بود منظور نداشتند. پس پاداش کسانی از ایشان را که ایمان آورده بودند بدانها دادیم و[لی‌] بسیاری از آنان دستخوش انحرافند.
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَءَامِنُوا۟ بِرَسُولِهِۦ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِن رَّحْمَتِهِۦ وَيَجْعَل لَّكُمْ نُورًۭا تَمْشُونَ بِهِۦ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ۚ وَٱللَّهُ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ
ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از خدا پروا دارید و به پیامبر او بگروید تا از رحمت خویش شما را دو بهره عطا کند و برای شما نوری قرار دهد که به [برکت‌] آن راه سپرید و بر شما ببخشاید، و خدا آمرزنده مهربان است.
لِّئَلَّا يَعْلَمَ أَهْلُ ٱلْكِتَٰبِ أَلَّا يَقْدِرُونَ عَلَىٰ شَىْءٍۢ مِّن فَضْلِ ٱللَّهِ ۙ وَأَنَّ ٱلْفَضْلَ بِيَدِ ٱللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَآءُ ۚ وَٱللَّهُ ذُو ٱلْفَضْلِ ٱلْعَظِيمِ
تا اهل کتاب بدانند که به هیچ وجه فزون‌بخشی خدا در [حیطه‌] قدرت آنان نیست و فضل [و عنایت، تنها] در دست خداست: به هر کس بخواهد آن را عطا می‌کند، و خدا دارای کرم بسیار است.